ارسال شده در جمعه 89/6/19 ساعت 10:13 ص نویسنده : ایمان احمدی
-خطبه 33 ص 84
قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ دَخَلْتُ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع بِذِی قَارٍ وَ هُوَ یَخْصِفُ نَعْلَهُ فَقَالَ لِی مَا قِیمَةُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِیمَةَ لَهَا فَقَالَ ع وَ اللَّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلا
ان عباس میگوید در سرزمین ذی قار خدمت امام رفتم که داشت کفش خود را پینه میزد تامرا دید فرمود قیمت این کفش چقدر است گفتم بهایی ندارد فرمود به خدا سوگند همین کفش بی ارزش نزد من از حکومت بر شما محبوب تر است مگر اینکه حقی را با آن بپا دارم و یا باطلی را دفع کنم .
مطلب بعدی :
« عبادت خالصانه »

پیامهای عمومی ارسال شده