آیین وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب ( 1206 - 1115) بنا نهاده شد. پدر وی قاضی شهر عیینه از بلاد نجد و پیرو مذهب حنبلی بود، وی نزد پدر فقه حنبلی آموخت، محمد با افکار ابن تیمیه آشنا شد و آن را پسندید و نهضت پاکدینی را به راه انداخت. محمد در سفری به مدینه شاهد توسل مردم به پیامبر در کنار روضه شریف بود، او این توسل را نپسندید و به مخالفت با آن پرداخت. به بصره رفت و در آن جا با اعمال مردم به مخالفت برخاست و مردم او را از شهر بیرون کردند. سپس با احسا و حریمله نجد رفت به انکار عقاید مردم نجد پرداخت، بین او و پدرش اختلاف در گرفت. پدر در سال 1153 مرد و پس از آن وی آزادتر به اظهار عقاید خود پرداخت. برخی از مردم حریمله به او پیوستند، سپس به شهر عیینه رفت. او را در سال 1160 از عیینه بیرون راندند، وی سپس رهسپار در عیه نجد شد. او در این شهر با محمد بن مسعود امیر در عیه توافق کردند که به یاری یکدیگر بشتابند.
شیخ محمد به کمک امیر محمد بن مسعود، عقاید خویش را به مردم عرضه میکرد، هر که میپذیرفت در امان بود و هر که مخالفت میکرد، با او همانند کافر حربی برخورد میکرد.
وهابیون در احکام پیرو فقه حنبلی اند و در اصول عقاید و بعضی از فروعات اسلام به روش ابن تیمیه عمل میکنند و اساس کار اینها این است که صریح قرآن و سنت پیامبر را اخذ کنند و جز آن را بدعت شمارند. وهابیون در عقیده به توحید و یکتا پرستی راه افراط را پیمودهاند و با ادعای حمایت از توحید و مبارزه با شرک، توسل را شرک میپندارند. ابنیه روی قبور بزرگان، زیارت قبور مؤمنان و حتی قبور اولیاء اللَّه را شرک میدانند. هر گونه مراسم برای شادی روح میت را ناروا و شرک میدانند. هر چیزی که در زمان پیامبر وجود نداشت و بعدا پیدا شد، مانند چای، قهوه، توتون و دخانیات، استعمال اینها را جایز نمیدانند.
اینها خود را سلفی میخوانند و میگویند: ما بر مذهب سلف صالح؛ یعنی اصحاب پیامبر هستیم و نظریات دخیله بعدی همانند آرای اشارعه و معتزله را مردود میشمارند. اینها هر مسلمانی را که با آن چه محمد بن عبدالوهاب میگوید، قبول نداشته باشد، مرتد و مشرک معرفی میکنند.
محمد بن مسعود، جد بزرگ خاندان آل سعود، از آیین پاکدینی محمد بن عبدالوهاب حمایت نمود و با دولت عثمانی جنگید و شبه جزیره عربی را از چنگ آنان رهانید و از آن تاریخ تاکنون حکومت آل سعود پرچمدار آیین وهابیت است.
اینها همه قبور صحابه، تابعین و ائمه مسلمانان را ویران کردند.(1)
