نامگذاری یا تعویض اسامی یا عناوین اخلاقی:
این تکنیک میتواند به سادگی غرضورزی و تعصب مخاطبان را تحریک کند، بدین شکل که موضوع یا مفهوم مورد نظر با عناوینی معرفی شود که حس هراس، تنفر و ناخرسندی آنها را برانگیزد. مصادیق مختلف این تکنیک عبارتاند از:
• نامگذاری مستقیم، به ویژه زمانی که مخاطبان مورد نظر موافق مقامات رسمی یا خنثی باشند.
در این صورت، حمله به رقیب یا طرز فکر مخالف ساده و بیدردسر است.
• نامگذاری غیرمستقیم زمانی به کار گرفته میشود که نامگذاری مستقیم موجب واکنش منفی جمعیت هدف گردد. طعنه و استهزا در این تکنیک بسیار کاربرد دارد.
• کاریکاتور، تصویر و عکس نیز از جمله نمونههای نامگذاری محسوب میشوند که غالباً تأثیرات عمیقی بر جای میگذارند.
البته ناگفته نماند که استفاده از این تکنیک با مخاطراتی نیز روبهروست. برای مثال، نامگذاری به شیوهای افراطی، بیانگر این است که طراحان تبلیغات روانی توازن منطقی خود را از دست داده یا قادر به رقابت سالم نیستند. پیش از به کارگیری این تکنیک، باید از منافع آن در مقابل آسیبهای احتمالی اطمینان حاصل شود. برای نمونه، ممکن است یک گروه نسبت به یکی از رهبران خود، انتقاد، ناخرسندی یا حتی تنفر داشته باشد و این احساس را آشکار سازد، اما به احتمال زیاد اجازه نخواهد داد تا کسی از خارج از گروه به وی اهانت کند.
انگشتنما کردن دشمن:
شکلی از سادهسازی است که یک وضعیت دشوار و پیچیده را به سطحی تنزل میدهد که یک دشمن مشخص و آشکار در آن پدیدار میشود. برای مثال، رئیس جمهور کشور الف برای محافظت از مردم صلحطلب خود در مقابل ستیزهجوییهای خشونتبار گروههای معارض داخلی، در کشور وضعیت اضطراری اعلام میکند.
عرفیسازی:
تکنیکی است برای متقاعد کردن مخاطب؛ با ترویج این پنداشت که مواضع مربوط، بیانگر درک عمومی و حس مشترک مردم است. با مردمی خواندن رویکردی خاص میتوان اعتماد مخاطبان را به آن جلب کرد.
در این تکنیک، طراحان تبلیغات روانی با استفاده از زبان، عادات و آداب مردم عادی (و نیز نوع لباس آنها در ارتباطات رو در رو، شنیداری و دیداری) تلاش میکنند تا دیدگاه مورد نظر خود را متناسب با ذائقه عامه مردم معرفی کنند. در مواردی که جمعیت هدف نسبت به زبان و آداب رسمی یا روشنفکرانه بدگمان است، استفاده از این تکنیک بسیار موثر خواهد بود.
نکوهش اجتماعی:
تکنیکی است که طراحان تبلیغات روانی میکوشند با استفاده از آن پذیرش جمعی مردم را جلب کنند؛ با بیان اینکه نگرش و اقدامات مغایر با مواضع تعیین شده میتواند به طرد یا نکوهش اجتماعی منجر شود. این تکنیک به عنوان اقدامی کنترلی، عمدتاً در جوامع سنتی کاربرد دارد.
مستندسازی:
در تکنیک مستندسازی معمولاً نقل قولهایی برای رد یا حمایت یک سیاست، عملکرد، برنامه یا شخصیت خاصی آورده میشود. در این تکنیک، در واقع اعتبار یا جایگاه شخص مورد استناد (یک کارشناس صاحبنظر یا یک چهره مورد احترام اجتماع) هزینه میشود؛ بدین ترتیب جمعیت مخاطب دیدگاه خود را با افکار مقامات رسمی سازگار میکند. در استفاده از این تکنیک، چهار عامل حائز اهمیتاند:
• مردم اصولاً به مقام یا مقاماتی اعتماد دارند که کارایی و توانایی قابل اعتنایی را در حوزه مورد نظر از خود به نمایش گذاشته باشند.
• مردم معمولاً به مقاماتی بیشتر اعتماد میکنند که با ایشان پیوند مشترکی داشته باشند. برای مثال، سربازان معمولاً سخنان افسری را که با آنها در چند عملیات طاقتفرسا همراه بوده بهتر از یک مقام غیرنظامی میپذیرند.
• جایگاه رسمی مقام مورد استناد در القای اعتماد و حسن ظن به مخاطبان بسیار اهمیت دارد.
• از اشیای بیجان نیز ممکن است برای ابزار مستندسازی استفاده شود. در اینگونه موارد، تلاش میشود تا ویژگیهای فیزیکی شی خاصی در پیام مورد نظر گنجانده شود. برای مثال، امروز برجهای دو قلوی تجارت جهانی امریکا آسیبپذیری جامعه امریکا را در اذهان تداعی میکنند.
با استناد به مطالب بالا و تحقیقات گسترده و معتبری که در خصوص تأثیر روانی شدید رسانهها ـ به ویژه رسانههای خبری غرب ـ در دست است، تردیدی باقی نمیماند که همه مخاطبان این رسانهها، بسته به ویژگیهای فردی خود، کم یا زیاد در معرض تبلیغات روانی جمعی قرار دارند. امروز وجود دروازهبانان فکری بر کسی پوشیده نیست، آنهایی که به بهانه تعدد و تنوع موضوعات و محدودیت زمان پخش اخبار، راه ورود جریان اخبار به ذهن ما را سد میکنند، برخی را انتخاب، بعضی را انکار و بعضی دیگر را تحریف میکنند.
خوشبینانهتر بنگریم، صرف انتخاب و الویت برخی اخبار به برخی دیگر و ناآگاه ماندن از موضوعات دیگر، برای کنترل ذهن مخاطبان کافی است؛ چه رسد به اینکه تکنیکهای خاصی نیز در ارائه آنها به کار گرفته شود. آنچه غالباً به عنوان اخبار در رسانههای امروز غرب میبینیم یا میشنویم عمدتاً روایی و هدفمند بوده، علل و پیامدهای یک واقعه را بر اساس دیدگاهی ویژه و منحصر به فرد بررسی میکنند. به ندرت به اخباری بر میخوریم که دقیق و مستند ارائه شده و مبتنی بر آمار و ارقام موثق باشد. (پری و گوزنباخ ص230).( ) تلختر اینکه با گذشت سالها از تبلیغات رسانهای غرب و پیشرفت روزافزون فناوریهای ارتباطاتی و علوم شناختی در چند دهه اخیر، قوه قضاوت و تحلیل مخاطبان جهانی این رسانهها رو به کاستی نهاده است. بر اساس تحقیقی که در خصوص برنامههای خبری تلویزیون انجام شد، مشخص گردید که اخبار روایی و هدفمند به مراتب تأثیر و نفوذ بیشتری بر ذهن بینندگان گذاشتهاند (پری و گوزنباخ ص230).
).( ) تلختر اینکه با گذشت سالها از تبلیغات رسانهای غرب و پیشرفت روزافزون فناوریهای ارتباطاتی و علوم شناختی در چند دهه اخیر، قوه قضاوت و تحلیل مخاطبان جهانی این رسانهها رو به کاستی نهاده است. بر اساس تحقیقی که در خصوص برنامههای خبری تلویزیون انجام شد، مشخص گردید که اخبار روایی و هدفمند به مراتب تأثیر و نفوذ بیشتری بر ذهن بینندگان گذاشتهاند (پری و گوزنباخ ص230).
منابع
1- Michael Parenti Political Archive: “Monopoly Media Manipulation” , May 2001
2- John Henrik Clarke: “In Our Image” , Sep – 1989
3- Dorje Carl: “Propaganda Techniques” , Nov – 1996
4- Appendix I : PSYOP Techniques, Psychological Operation Field Manual No. 33 – 1, Department of the Army, Washington DC, 31 August 1979
