ارسال شده در دوشنبه 89/6/15 ساعت 5:37 ص نویسنده : ایمان احمدی

در روایات، ماجرای جالبی ضمن سفرهای ذوالقرنین، که از جمله شخصیّتهای مورد تأیید قرآن کریم است، آمده که در اینجا و به تناسب موضوع، نقل آن خالی از لطف نیست:
همچنان که ذو القرنین به راه خود ادامه میداد به گروهی از خردمندان امّت موسی(ع) رسید که به حق راهنمایی شده بودند و به آن عمل میکردند و چون ایشان را دید، به آنان گفت: ای قوم! از خبر خود برای من بگویید که من تمام خاور و باختر، خشکی و دریا، زمین و کوه و دشت و روشنی و تاریکی آن را گشته ام و به گروهی چون شما برنخوردهام. اینک به من خبر دهید که چرا گور مردگان شما بر در خانههایتان قرار دارد؟ گفتند: چنین کردهایم که مرگ را فراموش نکنیم و یاد آن از دلهای ما بیرون نرود. پرسید: چرا خانههای شما در ندارد؟ گفتند: میان ما کسی دزد و هیچ کس هم مورد سوء ظن نیست و همگان امین هستند. پرسید: چرا میان شما امیران نیستند؟ گفتند: بدان سبب که به یکدیگر ستم نمیکنیم. پرسید: چرا حاکم ندارید و کسی بر شما پادشاه نیست؟ گفتند: مال اندوزی نمیکنیم و ستیزهجویی نداریم. پرسید: چرا بر یکدیگر برتری نمیجویید و تفاوتی ندارید؟ گفتند: چون بر یکدیگر مهربانیم و با یکدیگر مواسات میکنیم. پرسید: چرا اختلاف با یکدیگر ندارید و نزاع نمیکنید؟ گفتند: به مناسبت الفت دلهای ما با یکدیگر و اصلاح میان خودمان. پرسید: چگونه است که به یکدیگر دشنام نمیدهید و قتلی میان شما اتفاق نمیافتد؟ گفتند: ما بر خواستههای نفسانی خود پیروزشدهایم و نفسهای خویش را لگام بردباری زدهایم. پرسید: چرا همگان هم عقیدهاید و چگونه راه و روش شما مستقیم و راست است؟ گفتند: به این سبب است که دروغ نمیگوییم و نسبت به یکدیگر مکر نمیورزیم و هیچ یک از دیگری غیبت نمیکنیم. گفت: به من بگویید چرا میان شما هیچ مستمند و بینوا نیست؟ گفتند: از این روی که ما اموال خود را برابر تقسیم میکنیم. پرسید: چرا میان شما هیچ تندخو و خشنی نیست؟ گفتند: نتیجة فروتنی و افتادگی است. پرسید: سبب آنکه عمر شما از همه درازتر است چیست؟
گفتند: بدین سبب است که حق را گردن مینهیم و به دادگری حکم میکنیم. پرسید:
چرا گرفتار خشکسالی و قحطی نمیشوید؟ گفتند: به سبب آنکه از آمرزش خواهی غفلت نمیکنیم. پرسید: چرا بیتابی نمیکنید؟ گفتند: به آن سبب که ما خویشتن را برای بلا و گرفتاری آماده ساختهایم و خود خویشتن را تسلیّت و آرامش میدهیم.
پرسید: چرا آفتها به شما نمیرسد؟ گفتند: از این روی که جز بر خدا، بر هیچ کس توکّل نمیکنیم و از ستارگان و منازل بروج، طلب باران نمیکنیم. گفت: ای قوم! به من بگویید: آیا پدران شما همین گونه رفتار میکردند؟ گفتند: آری، آنان را چنین دیدیم که به مستمندان خود رحم میکردند و با بینوایان مواسات میورزیدند و از هر کس که به آنان ستم کرده بود، درمیگذشتند و به هر کس که نسبت به ایشان بدی کرده بود، نیکی میکردند و برای بدکاران خود، آمرزش خواهی میکردند و پیوند خویشاوندان را رعایت میکردند و امانت را مسترد میداشتند و همواره راست میگفتند و هیچ گاه دروغ نمیگفتند و بدین سبب بود که خداوند کارشان را اصلاح فرمود. ذوالقرنین تا هنگام مرگ خویش، میان ایشان مقیم شد و به هنگام مرگ، پانصد ساله بود.
همچنان که ذو القرنین به راه خود ادامه میداد به گروهی از خردمندان امّت موسی(ع) رسید که به حق راهنمایی شده بودند و به آن عمل میکردند و چون ایشان را دید، به آنان گفت: ای قوم! از خبر خود برای من بگویید که من تمام خاور و باختر، خشکی و دریا، زمین و کوه و دشت و روشنی و تاریکی آن را گشته ام و به گروهی چون شما برنخوردهام. اینک به من خبر دهید که چرا گور مردگان شما بر در خانههایتان قرار دارد؟ گفتند: چنین کردهایم که مرگ را فراموش نکنیم و یاد آن از دلهای ما بیرون نرود. پرسید: چرا خانههای شما در ندارد؟ گفتند: میان ما کسی دزد و هیچ کس هم مورد سوء ظن نیست و همگان امین هستند. پرسید: چرا میان شما امیران نیستند؟ گفتند: بدان سبب که به یکدیگر ستم نمیکنیم. پرسید: چرا حاکم ندارید و کسی بر شما پادشاه نیست؟ گفتند: مال اندوزی نمیکنیم و ستیزهجویی نداریم. پرسید: چرا بر یکدیگر برتری نمیجویید و تفاوتی ندارید؟ گفتند: چون بر یکدیگر مهربانیم و با یکدیگر مواسات میکنیم. پرسید: چرا اختلاف با یکدیگر ندارید و نزاع نمیکنید؟ گفتند: به مناسبت الفت دلهای ما با یکدیگر و اصلاح میان خودمان. پرسید: چگونه است که به یکدیگر دشنام نمیدهید و قتلی میان شما اتفاق نمیافتد؟ گفتند: ما بر خواستههای نفسانی خود پیروزشدهایم و نفسهای خویش را لگام بردباری زدهایم. پرسید: چرا همگان هم عقیدهاید و چگونه راه و روش شما مستقیم و راست است؟ گفتند: به این سبب است که دروغ نمیگوییم و نسبت به یکدیگر مکر نمیورزیم و هیچ یک از دیگری غیبت نمیکنیم. گفت: به من بگویید چرا میان شما هیچ مستمند و بینوا نیست؟ گفتند: از این روی که ما اموال خود را برابر تقسیم میکنیم. پرسید: چرا میان شما هیچ تندخو و خشنی نیست؟ گفتند: نتیجة فروتنی و افتادگی است. پرسید: سبب آنکه عمر شما از همه درازتر است چیست؟
گفتند: بدین سبب است که حق را گردن مینهیم و به دادگری حکم میکنیم. پرسید:
چرا گرفتار خشکسالی و قحطی نمیشوید؟ گفتند: به سبب آنکه از آمرزش خواهی غفلت نمیکنیم. پرسید: چرا بیتابی نمیکنید؟ گفتند: به آن سبب که ما خویشتن را برای بلا و گرفتاری آماده ساختهایم و خود خویشتن را تسلیّت و آرامش میدهیم.
پرسید: چرا آفتها به شما نمیرسد؟ گفتند: از این روی که جز بر خدا، بر هیچ کس توکّل نمیکنیم و از ستارگان و منازل بروج، طلب باران نمیکنیم. گفت: ای قوم! به من بگویید: آیا پدران شما همین گونه رفتار میکردند؟ گفتند: آری، آنان را چنین دیدیم که به مستمندان خود رحم میکردند و با بینوایان مواسات میورزیدند و از هر کس که به آنان ستم کرده بود، درمیگذشتند و به هر کس که نسبت به ایشان بدی کرده بود، نیکی میکردند و برای بدکاران خود، آمرزش خواهی میکردند و پیوند خویشاوندان را رعایت میکردند و امانت را مسترد میداشتند و همواره راست میگفتند و هیچ گاه دروغ نمیگفتند و بدین سبب بود که خداوند کارشان را اصلاح فرمود. ذوالقرنین تا هنگام مرگ خویش، میان ایشان مقیم شد و به هنگام مرگ، پانصد ساله بود.
مطلب بعدی :
« عبادت خالصانه »

پیامهای عمومی ارسال شده