.

حدیث تصادفی

حدیث تصادفی

سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بادصبا
درباره ما
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان

ویرایش
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز : 32
  • بازدید دیروز : 447
  • کل بازدید : 1572160
  • تعداد کل یاد داشت ها : 6770
  • آخرین بازدید : 04/1/17    ساعت : 1:30 ص
جستجو

وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
کاربردی
ابر برچسب ها
ارسال شده در یکشنبه 89/6/14 ساعت 10:32 ع نویسنده : ایمان احمدی

مراسم روز قدس امسال با شکوه تر از سال قبل در ایران و بسیاری دیگر از مناطق جهان برگزار گردید. نمودار حضور آزادیخواهان و حامیان ملت مظلوم فلسطین در مراسم روز قدس طی 31 سال گذشته، نشان می دهد که جبهه مقابله با رژیم صهیونیستی هر سال نسبت به سال قبل گسترده تر، منسجم تر و توانمندتر می گردد. در موضوع فلسطین با دو واقعیت روبه رو هستیم.
واقعیت اول: فلسطین سرزمینی اشغال شده از سوی صهیونیزم بین الملل با حمایت قدرت های استکباری است و بر همین اساس رژیم صهیونیستی، یک رژیم غاصب جعلی، بی ریشه و بدون هویت تاریخی به شمار می آید. این رژیم غاصب با تکیه بر قدرت نظامی طی شش دهه گذشته، میلیون ها فلسطینی را آواره کرده و با کشته و زخمی کردن تعداد بی شماری از فلسطینی ها، جنایت های بزرگی را در پرونده سرتاسر سیاه خود به ثبت رسانده است.
واقعیت دوم: در قبال این موجود غاصب و نامشروع، در میان کشورهای اسلامی و فلسطینی ها دو جبهه وجود دارد؛
 1- جبهه مقاومت 2- جبهه سازش.
جبهه مقاومت معتقد به مبارزه و آزاد سازی نهایی تمامی سرزمین های اشغالی و رهایی قدس شریف است و هر نوع سازش با رژیم صهیونیستی را خیانتی بزرگ به اسلام و آرمان ملت مظلوم فلسطین می داند. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی از حامیان اصلی این جبهه بوده و طی 32 سال گذشته، ملت ایران و نظام اسلامی از هیچ کوششی برای تقویت این جبهه دریغ نکرده است. این جبهه روز به روز درحال تقویت شدن است و هر روز بر حامیان آن در داخل سرزمین های اشغالی، در سطح منطقه و جهان افزوده می شود. جبهه سازش، رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته و با این پیش فرض که این رژیم و کشور جعلی اسرائیل یک واقعیت است، معتقد است باید به جای مبارزه با آن از طریق مذاکره، گفت وگو و سازش حقوق فلسطینی ها را در حد ممکن تأمین کرد. سوال در مورد چرایی شکل گیری جبهه مقاومت و مبارزه با رژیم صهیونیستی با هدف آزادسازی فلسطین و قدس شریف و نابود ساختن این رژیم جعلی، سوال از یک امر بدیهی و روشن بوده و خیلی موضوعیت ندارد. هر انسان عاقل و منصف و آزادیخواه و عدالت پیشه، به فلسطینی ها این حق را می دهد که برای آزادی کشور خودشان با اشغالگران مبارزه کنند. آنچه جای سوال دارد کوتاه آمدن در برابر اشغالگران، ظالمان و متجاوزین به حقوق یک ملت مظلوم و سازش با آنان است. به راستی چرا این جبهه سازش شکل گرفت؟ چرا برخی از گروه های فلسطینی مانند ساف و برخی از دولت ها در کشورهای اسلامی در مسیر سازش و کوتاه آمدن در قبال صهیونیست ها به حرکت در آمدند؟ چرا کار به اینجا رسیده که برخی از این گروه ها و دولت ها، فراتر از سازش و مبارزه نکردن، در کنار صهیونیست ها و حامیان آنها قرار گرفته و برای در هم ریختن جبهه مقاومت و نابودی آن تلاش می کنند؟ چرا دولت هایی مانند دولت مصر که زمانی در خط مقدم مبارزه با رژیم صهیونیستی بود، اکنون نه تنها با صهیونیست ها مبارزه نمی کند، بلکه در واقع به عاملی برای پیاده سازی اهداف این غاصبان قدس شریف تبدیل شده است؟ سوالاتی از این دست در مورد رفتار برخی از دولت های

 
 
 

 کشورهای اسلامی و همچنین گروه های فلسطینی فراوان است که حقیقتاً نیاز به طرح و پاسخگویی دارند. یکی از دلایل این نوع رفتارها را باید در نوع نگاه و نگرش صاحبان آن جست وجو کرد. نگاه و نگرشی که نه معطوف به حق و حقوق ملت فلسطین ، بلکه معطوف به منافع خود این بازیگران عرصه سازش است. ممکن است عناصر اصلی در جبهه سازش اعم از دولت ها یا گروه های فلسطینی این ادعا را داشته باشند که از طریق مذاکره و گفت وگو بهتر می توان حقوق ملت فلسطین را تأمین کرد و مبارزه نه تنها نتیجه ای ندارد، بلکه خسارت ها را بیشتر خواهد کرد. در پاسخ این ادعا باید گفت از زمان آغاز سازش و شکل گیری مذاکرات از اوایل دهه 70 میلادی تاکنون کدام یک از حقوق اصلی فلسطینی ها تأمین شده است؟ نتیجه ده ها توافقنامه، بیانیه های مشترک، نشست ها و اجلاس های مشترک و ارائه طرح های سازش از قبیل کمپ دیوید، منشور فاس، بیانیه ونیز ، طرح فهد، طرح ملک عبدالله، نشست صلح مادرید، مذاکرات اسلو، توافقنامه غزه- اریحا، معاهده الخیل، نقشه راه و ... تاکنون برای فلسطینی ها چه بوده است؟ جنایات رژیم صهیونیستی در حمله گسترده به نوار غزه و انجام جنایات جنگی آشکار در این جنگ 22 روزه، تداوم شهرک سازی ها، تأکید بر جدایی ناپذیری قدس شریف از کشور جعلی اسرائیل از سوی صهیونیست ها و ... نشان می دهد که امید به آینده مذاکرات برای تأمین حقوق فلسطینی ها، دویدن به دنبال سراب است. البته این واقعیت را خود عناصر اصلی سازش به خوبی می دانند، لکن این توجیهات را برای فریب افکار عمومی، ملت های مسلمان و هواداران خود ارائه می کنند. بنابراین، با یک واقعیت تلخی روبه رو هستیم و آن اینکه برخی از حاکمان در کشورهای اسلامی و برخی از سران در گروه های فلسطینی، برای تأمین منافع فردی و خاندانی خود راه سازش را با رژیم صهیونیستی در پیش گرفته اند. این افراد خیانت بزرگی را به اسلام، مسلمین و به ویژه آرمان ملت مظلوم فلسطینی می کنند. به عنوان مثال رفتار حاکمان مصر بر همین اساس قابل تحلیل است. حسنی مبارک و تیم او برای حفظ قدرت خود در این کشور بزرگ اسلامی، پشت به ملت فلسطین کرده و در جبهه سازش منویات صهیونیست ها و آمریکایی ها را با پوشش حقوق اعراب و فلسطینی ها پیش می برند. فهم این مطلب بسیار آسان است. فقط کافی است به این نکته توجه کنیم که چرا در حالی که در کشورهای دمکراتیک و از طریق انتخابات هر چهار سال یکبار و یا حداکثر پس از دو دوره انتخاباتی روسای جمهور عوض می شوند، لکن در مصر پس از ترور انورسادات، آقای حسنی مبارک به یک رئیس جمهور مادام العمر تبدیل شده و در هر انتخابات فرمایشی، ایشان منتخب مردم می گردد جالب است اکنون که حسنی مبارک با بیماری دست و پنجه نرم می کند، تلاش دارد که با به قدرت رساندن فرزندش جمال مبارک، قدرت سیاسی را در خاندان خود نهادینه سازد.این بقا در قدرت در شرایطی استمرار دارد که رژیم حاکم بر مصر مخالفان سیاسی خود را به شدت سرکوب می کند. سکوت غرب و آمریکایی ها و اروپایی های مدعی طرفداری از حقوق بشر و آزادی های مدنی و حقوق شهروندی در سراسر جهان در قبال این وضعیت در مصر، در واقع پاداش حضور دولت مصر و حسنی مبارک در جبهه سازش و همراهی با صهیونیست ها در مقابله با جبهه مقاومت است. همین دلیل برای تحلیل رفتار سازش کارانه بسیاری دیگر از دولت ها در کشورهای عربی و اسلامی و همچنین گروه های فلسطینی طرفدار سازش وجود دارد.

 




مطلب بعدی : « عبادت خالصانه »       


پیامهای عمومی ارسال شده

+ بسمه تعالی میلا باسعادت کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه برتمام محبین اهلبیت مبارک باد التماس دعا