ارسال شده در شنبه 89/6/13 ساعت 9:36 ع نویسنده : ایمان احمدی
در سالهای اخیر توجه روزافزون اقشار مختلف جامعه، به ویژه جوانان، به موضوع مهدویت و انتظار موجب رونق بازار کتابها و نشریات مرتبط با این موضوع شده و هر از چند گاه کتاب یا نشریة جدیدی به این جرگه وارد میشود.
پدیدة یادشده گرچه در جای خود بسیار مبارک و امیدوارکننده است، اما بیمها و نگرانیهایی را هم در پی دارد که جا دارد علمای حوزه، صاحبنظران مسائل اعتقادی و مسئولان فرهنگی کشور با حساسیت و دقتنظر بیشتری این پدیده را مورد توجه قرار دهند.
یکی از موضوعاتی که در این میان بسیار حائز اهمیت بوده و نیازمند دقت و توجه بیشتری است، پرداختن افراطی به موضوع تشرفات و ملاقات با امام زمان(ع) است. متأسفانه موضوع یادشده این روزها دستمایة بسیاری از کتابها و نشریات نوظهور قرار گرفته و نویسندگان و ناشران این قبیل کتابها و نشریات تلاش میکنند که با داغتر کردن فضای بحث و گفتوگو از این موضوع مخاطب بیشتری جلب کرده و بر تیراژ کتابها و نشریات خود بیفزایند.
با توجه به اهمیت موضوع یادشده و به دلیل پرسشهای فراوانی که در این زمینه از سوی دانشجویان، فرهنگیان و... مطرح میشود، در این مقاله به بررسی ابعاد مختلف آن پرداخته و تلاش میکنیم پاسخ مناسبی برای این پرسشها ارائه دهیم.
1. امکان یا عدم امکان تشرف
امام مهدی(ع) در آخرین توقیعی که خطاب به چهارمین نایب خاص خود، علی بن محمد سمری، صادر میکنند، میفرمایند:
یا علی بن محمد السمری أعظم الله أجر إخوانک فیک فإنّک میّت ما بینک و بین ستة أیّام فاجمع أمرک و لاتوص إلی أحد یقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة الثانیة [التامة] فلا ظهور إلّا بعد إذن الله عزّ و جلّ و ذلک بعد طول الأمد و قسوة القوب و امتلاء الأرض جوراً و سیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة، ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کاذب مفتر.1
ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر میمیری، پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت تامه واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتی دراز و بعداز آن که دلها سخت شد و زمین از ستم پرشد، به وقوع خواهد پیوست. به زودی از شیعیانم، کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار (مشاهده) مرا میکنند. آگاه باشید هرکس پیش از خروج سفیانی و صیحة آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است.
این توقیع شریف زمینهساز بحث و گفتوگوهای فراوانی در زمینة امکان یا عدم امکان ملاقات حضرت مهدی(ع) در زمان غیبت شده و علمای شیعه را به اظهارنظر در این زمینه واداشته است.2 آنچه که از مجموع این بحث و گفتوگو برمیآید این است که در اصل امکان ملاقات با آن حضرت تردیدی نیست و اینکه افراد زیادی در طول دوران غیبت کبرا به این شرافت نائل شدهاند، گواه روشنی بر این مدعاست، اما سخن در شرایط و ویژگیهای آن است.
یکی از نکاتی که همة علمای شیعه در این زمینه بر آن اتفاق نظر دارند این است که در عصر غیبت کبرا باب نیابت و سفارت، به گونهای که در مورد نایبان خاص آن حضرت و در دوران غیبت صغرا وجود داشت، بسته شده و هیچ کس نمیتواند ادعا کند که با آن حضرت در ارتباط بوده و هر زمان اراده کند میتواند با ایشان ملاقات کند؛ یا به طور خاص از سوی ایشان نیابت یافته که اموری را به انجام رساند یا دستورهایی را به مردم ابلاغ کند.
نکتة دیگری که بسیاری از علمای شیعه در کتابها و آثار خود به آن اشاره کردهاند این است که ملاقات با امام زمان(ع) مستلزم لیاقتها و شایستگیهای خاصی است که حتی بسیاری از بزرگان به آن دست نیافتند و گروهی هم که به این توفیق دست یافتند با مجاهدتها و تلاشهای فراوانی بوده است.
حضرت آیتالله جوادی آملی در این زمینه میفرماید:
امام(ع) وحید دهر است، مثل شمس آسمان است، همانطور که شما با دستتان نمیتوانید به آفتاب برسید، نمیتوانید به راحتی به امام برسید.3
با توجه به آنچه گفته شد باید بسیار مراقب بود که در طرح موضوع ملاقات با امام زمان(ع) به گونهای رفتار نکنیم که مردم گمان کنند هرکس میتواند ادعای رؤیت کند و هر ادعایی را هم، به راحتی میتوان پذیرفت.
2. انواع و اقسام تشرفات
یکی دیگر از موضوعاتی که در این زمینه باید بدان توجه داشت این است که آیا همة کسانی که ادعا میکنند با امام زمان(ع) ملاقات کردهاند، به راستی شخص آن حضرت و وجود واقعی ایشان را دیدهاند یا احتمالات دیگری در این میان وجود دارد؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: احتمالات و فروض مختلفی در این زمینه مطرح است و هرگز نمیتوان ادعا کرد که همة مدعیان رؤیت امام مهدی(ع) به واقع آن حضرت را دیدهاند.
حضرت آیتالله جوادی آملی در زمینة دستهبندی کسانی که موفق به دیدار امام زمان(ع) شدهاند، میفرماید:
خیلی از موارد است که انسان بیمار دارد، شفا پیدا میکند، یا گمشدهای دارد، پیدا میکند. اما آیا اینها به وسیله شخص حضرت است یا اولیای فراوانی که زیر نظر حضرت هستند، و یا شاگردان فراوانی که حضرت دارد؟ یا این که یکی از اولیای خود را اعزام میکند؟ هیچ برهانی بر مسئله نیست که مثلاً آن کسی که شخص گمشده را به منزل میرساند، یا مشکل کسی را حل میکند، شخص حضرت باشد. اولیای فراوانی در خدمت و تحت تدبیر حضرت هستند. حضرت ممکن است به یکی از اینها دستور داده باشند و آن مشکل حل شود. در بعضی از موارد آن تمثلات نفسانی را انسان مشاهده میکند و خیال میکند واقعیت است. این بخش اول که مشهود است تمثلات نفسانی بوده، باید از واقعیتبینی جدا شود.
در بخش دوم که حقیقتاً کسی را میبیند و مشکل او حل میشود یا شفای مرضی بوده یا گمشدهای را به مقصد میرساند؛ در اینجا نیز هیچ برهانی ندارد که حضرت باشد یا شاگردی از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانی دارد. این سیصد و سیزده نفری که هستند، الان ممکن است افراد فراوانی باشند که تحت تدبیر آن حضرت مأموریتهایی را انجام میدهند.
بخش سوم، آن است که نظیر مرحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت میرسد. این را هم بعضی منکر هستند، [ولی] این هیچ استبعادی ندارد، بلکه امکان هم دارد. اما در این بخش دو مسئله وجود دارد: 1. فرد حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیدهام؛ 2. ما حق نداریم قبول کنیم. به ما گفتهاند که شما تکذیب کنید، یعنی نگویید او دروغ میگوید، بلکه اثر عملی بار نکنید، تکذیب، به معنای این که شما دروغ میگویید و حضرت غیر قابل دیدن است، نیست.4
با توجه به مطالب یاد شده میتوان گفت که: اولاً نباید هر عنایتی را که از سوی امام زمان(ع) به شخصی میشود و هر گرهگشایی را که از سوی آن حضرت صورت میگیرد، به حساب ملاقات یا تشرف گذاشت و ثانیاً نباید هر ادعای تشرفی را به سادگی پذیرفت و بر گفتههای مدعی مهر تأیید زد.
3. خطرات دامنزدن بهموضوع تشرفات
امروزه شاهد هستیم که گروهی از نویسندگان، سخنرانان و گردانندگان محافل و مجالس مذهبی برای جلب توجه عوام و جذب هر چه بیشتر آنها به موضوعات و مباحث مهدوی، با به فراموشی سپردن فلسفة واقعی انتظار و کارکردهای اجتماعی آن، مردم را صرفاً به نقل خواب و رؤیا و حکایتهای ضعیف و بیاساس مشغول داشته و با بستن باب هرگونه تعقل و تدبر در معارف مهدوی، برداشتهای سطحی خود از روایات را ملاک تحلیل و بررسی پدیدة ظهور قرار دادهاند.
سخنرانیها و آثار مکتوبی که از سوی این گروه ارائه میشوند، مخاطبان جوان خود را از رسالت سنگینی که در برابر حجت خدا، حضرت صاحبالامر(ع) و مسئولیت بزرگی که در برابر اجتماع خود دارند، غافل ساخته و آنان را به این اندیشه وامیدارد که تنها باید در خلوت خود در جستوجوی امام غائب بود و تلاش کرد که با به دست آوردن ادعیه، توسلات و ختوماتی راهی برای تشرف خدمت آن حضرت پیدا کرد.5 قطعاً اگر این قبیل افراد به آرزوی خود دست نیابند و راهی برای ملاقات با امامشان پیدا نکنند دچار دلزدگی و ناامیدی شده و شاید بهطور کلی از فرهنگ مهدوی رویگردان میشوند.
خطر دیگری که این قبیل سخنرانیها و آثار دارد این است که اعتقاد به امام مهدی(ع) را در نزد کسانی که هنوز به حقایق شیعه و عمق اندیشه مهدوی پی نبردهاند، اعتقادی موهوم و آمیخته با خرافه جلوه میدهد.
با توجه به این آسیبها و خطرات است که مراجع عظیم الشان تقلید و علمای حوزه، افراد را از دامن زدن به این مباحث برحذر داشته و همه را دعوت به پرداختن بیشتر به مباحث اعتقادی و معارف اصیل و حقیقی دین میکنند.
حضرت آیتالله العظمی فاضل لنکرانی در این زمینه میفرماید:
باید همه باور نماییم که آن حجت خدا نظارهگر اعمال ماست. باید بدانیم مهمترین مسئلة مورد نظر ایشان مسائل اعتقادی و عملی است و از این جهت لازم است هرچه بیشتر در رابطه با مسائل واقعی اسلام ساعی و کوشا باشیم و از خرافات و دروغگویی و خوابهای بیاساس و ادعاهای واهی پرهیز کنیم و بدانیم که این امور غیرواقعی، چهرة اسلام و شیعه را مشوه و زبان طعن دشمنان را میگشاید. باید واقعیتها و معارف اصیل و حقیقی را که دین ما مشحون از آنهاست بیاموزیم.6
بیان حضرت آیتالله جوادی آملی نیز در این زمینه راهگشاست. ایشان میفرماید:
میبایست پژوهشگران و محققان بسیار ژرفاندیشی داشته باشید تا آنچه را دربارة وجود مبارک حضرت(ع) است از هم تفکیک کنند. باید مدعیان رؤیت، بساطشان را جمع کنند، چون افراد به شدت به حضرت علاقهمند و ارادتمندند، اگر کسی ادعای رؤیت کند و ظاهرالصلاح هم باشد ممکن است مقبول قرار بگیرد و این مشکلات فراوانی دارد.7
با توجه به آنچه بیان شد بر همه گویندگان و نویسندگان لازم است که به جای دامن زدن به موضوع تشرفات و طرح حکایتهایی که بعضاً اساس محکمی هم ندارد، تلاش خود را متوجه اصل لزوم انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم و یادآوری وظایف منتظران نمایند.
مطلب بعدی :
« عبادت خالصانه »

پیامهای عمومی ارسال شده