داماد پروین احمدینژاد که سه روز پیش نامهای در مورد دستور رئیسجمهور برای اعطای بورس تحصیل در داخل کشور و تعهد خدمت در دانشگاه امیرکبیر منتشر شد، با انتشار یک نوشته در وبلاگش، دستور فوری رئیسجمهور برای حل مشکلش را مانند تمام مردمی که به احمدینژاد نامه مینویسند و مشکلشان حل میشود، خوانده و با سخن گفتن از هر دری، تعهد خدمت در دانشگاه امیرکبیر را هم بهمنظور مبارزه با اپوزیسیون که در دوره دانشجوییاش نیز با آنها مبارزه میکرده، عنوان کرده است!
سه شنبه 15 رمضان المبارک، بهترین عیدی را از صاحب آن روز گرفتم و توفیق حضور در نماز جماعت ظهر به امامت زعیم عالیقدر جهان اسلام، نصیبم شد. در هنگام خروج و بعد از تحویل تلفن همراهم از محل تحویل اشیا، متوجه تماسهای از دست رفته بیش از حد معمول شدم. با اولین شماره که تماس گرفتم، از من خواست که سری به یکی از سایتهای سیاسی بزنم. وبه دلایلی، به ذکر همین یک جمله اکتفا نمود.
با توجه بهشناختی که از سایت صراط داشتم، که مثلش در تناسب اسم با صاحبش، مثل فرد کچلی است که زلفی گل نام دارد؛ در میان کردهها و ناکردههایم به دنبال سوژهای برای یک دروغ شاخدار دیگر میگشتم.
با دیدن متن خبر و تصویر به اصطلاح سندشان، تصمیم بر آن گرفتم که اینبار نیز مانند اکاذیب و تحریفهای قبلی این جماعت جاهل به فرموده قران کریم: "و اذا خاطبهم الجاهلون، قالوا سلاما"، عمل نمایم. که اگر مانند عیسی بن مریم از مواجه با جهال فرار نمیکنیم، لااقل اغتنام فرصت در ماه رمضان، ماهی که خواب روزه دار مانند عبادت است، نماییم و از همکلام شدن با ایشان بپرهیزیم.
از رسانههای منتسب به شهردار تهران توقع رعایت و جانبداری انصاف در حق خودم را نداشتم؛ ولیکن توقع داشتم با یک نگاه اجمالی به اطراف اربابان خود، لااقل در حق واژه رانت خوار جانب انصاف را رعایت میکردند. و یا از جهانیوز توقع داشتم در حالی که بسیاری از اطرافیشان مستغرق در بحر حمایتهای علمی هستند، لا اقل در حکم رطب خورده، مناع رطب خوری نکنند.
هر چند که در این میان بسیاری از دوستان نیز بذل محبت داشته و رسانههای خویش که اکثرا با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم میکنند؛ را برای پاسخگویی پیشنهاد دادند؛ ولیکن خلاصه آنکه قصد ارایه هیچ گونه پاسخی نداشتم؛ زیرا اگر قرار به افشای اسرار بود، بیشک سینههای دکتر احمدینژاد مالامال از ناملایمات، بد اخلاقیها، ویژه خواریها و... است. و همچنانکه وی سکوت الهام بخش وحدت آفرین را تنها مرهم برای التیام ناجوانمردی بدخواهانش که امروز توانستند برخی از همراهان سابقش را نیز اجیر نمایند؛ انتخاب نموده است؛ من نیز باید این رویه را در پیش بگیرم؛ که شاید بتوانم در روز میلاد کریم اهل بیت، به اندازه نوک سوزنی از یک قطره آمده از دریای عظیم کرم و احسان، به این عادتمندان به احسان، شبیه شوم.
اشاعه و دستاویز قراردادن یک موضوع واهی به عنوان وسیلهای برای زیر سوال بردن بیش از 6 سال مجاهدت دکتر احمدینژاد در راه اقامه عدل و عدالت، موضوع را متفاوت مینمود. دکتر احمدی نژادی که به واسطه قطع ید بسیاری از بیت المال، و تلاش در جهت مقابله با ویژه خواری، امروز اینگونه از سوی گروههای مختلف تحت فشار است، در رسانههای اینان متهم به نقض عهد و پیمان و تمام گذشته پر افتخار گذشتهاش است. البته خیلی هم از ذهن به دور نبود؛ زیرا اینان در دولت نهم تمام تلاشهای خویش را در ایراد اتهامات واهی و غیرقابل باور، مصروف نمودند و مجموعه اطرافیانش را مورد آماج قرار دادند؛ ولیکن با عدم حصول نتیجه، در دولت دهم با اتخاذ استراژی تمرکز بر دکتر احمدینژاد و تخطئه ارزشهای مطرح شده توسط وی مانند ولایتمداری و و عدالتخواهی، سعی در جبران مافات نمودند. البته مافاتی که برای اینان بسیار سنگین تمام شد و از یک سو منجر به اقبال 25 میلیونی مردم به دکتر احمدینژاد و از سوی دیگر به حذف سیاسی برخی از مهرههای طراح اصلی و مشترک آن صحنه و این صحنه شد.
و در نهایت درج نام کامل و همچنین زیر سوال بردن مقاطع قبلی تحصیل، مرا بر آن داشت تا به ذکر چند نکته بپردازم:
1- قبولی این حقیر در مصاحبه بورس داخل با یک فرآیند چندماهه که شروع آن (ثبت نام اینترنتی) در زمستان 89 بود آغاز و با تایید شورای بورس وزارت علوم در روز 18 مرداد 90 پایان یافت. فلذا تقاضای اخذ بورس تحصیلی برای 22/5/89 (تاریخ درج شده در نامه) منطقا نمیتواند مورد قبول باشد.
2- هرچند، به فرض صحت نامه مذکور، پیگیری انجام تعهد خدمت (یعنی انتخاب محل خدمت پس از تحصیل) در دانشگاه امیرکبیر، برای کسی که مقاطع تحصیلی قبلیاش را نیز در آن دانشگاه گذرانده است؛ نمیتواند خواستهای زیاد و غیر معمول باشد؛ ولیکن پیگیری این موضوع از طریق ارسال یک نامه عادی که در طول شش سال ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد بیش از شش میلیون بار اتفاق افتاده است، نمیتواند مستمسکی برای اتهام رانت خواری برای وی و نزدیکانش باشد و این در حالی میباشد که همگان حتی گردانندگان مافیای رسانهای که خود بخشی از مافیای سیاسی – اقتصادی هزار فامیل هستند؛ واقفند که حتی اعطای امتیازات بسیار ویژهتر، نیازی به نامه نگاری آنهم در نامهای بدون مهر محرمانه و یا مستقیم ندارد. همچنان که با یک اشاره شتر و بارش، سر از جاده ترکستان در میآورند.
3- هرچند اولین و آخرین بار تصویر نامه تعهد خدمت را در رسانه مذکور مشاهده نمودم؛ ولیکن حضور در دانشگاه امیرکبیر که به واسطه سیاست زدگی (هر چند بسیاری از نیروهای مومن و انقلابی را در خود جای داده است) در موارد بسیاری به تریبونی تمام عیار برای اپوزیسیون مبدل شده است؛ به طوریکه در جریان تحصن نمایندگان رد صلاحیت شده مجلش ششم، رییس وقت دانشگاه، پیشگام سایرین میشود و در جمع متحصنین حاضر میشود؛ بیش از انگیزههای سیاسی و اقتصادی، برایم انگیزههای الهی دارد. و آن امتداد جهاد مقدسی است که در دوران فعالیتهای دانشجویی بسیار بدان برداختهام. البته در ظاهری متفاوت و آنهم با تلاش در راه تولید علم، که مورد نظر رهبر معظم انقلاب است. بیشک تنها هدف حضور نیروهای ولایتمدار در دانشگاهها دفاع از آستان رفیع ولایت است، همان ولایتی که با نگاه به مراحل پنچ گانه حرکت از انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی، بعد از اطمینان از استقرار دولت اسلامی، در اندیشههای ایجاد جامعه و تمدن اسلامیست. رهبر استراتژیکی که در دولت نهم که هنوز پایههای استقرار دولت اسلامی و حرکت دولت بر این مدار جوان و نو پاست؛ در جای جای بیاناتشان به دفاع از دولت و رییس مکتبیش میپردازند. و در دولت دهم به موازات خیزشهای اسلامی در منطقه و با مشاهده عزم جدی دولت در استقرار ارکان ارزشهای اسلامی همچون عدالت در مناسبات دولتی، به برنامه ریزی در ایجاد جامعه و تمدن اسلامی هستند. همان ولایتی که به فکر صدور انقلاب اسلامی و الهی ایران به اقصا نقاط جغرافیای اندیشه حق طلبان و آزادیخواهان است. ولایتی که در اوج یاوه سرایی برخی از مدعیان، پیش بینی کشیده شدن موج بیداریهای منطقه به قلب اروپا نمودند. هرچند این موج به حرکت در آمد و لندن (قلب استراتژیک حامی اصلی جبهه کفر) را به لرزه درآورد؛ ولیکن دریغ از اندک تکانی در مغزهای اینیان.
آری همن ولایتی که در راه ایجاد جامعه اسلامی، راهبرد جذب حداکثری را بیان مینمایند و برای حرکت در مسیر تحقق جامعه اسلامی، یک دهه از حرکت و حیات ملت ایران را» دهه عدالت و پیشرفت «نام مینهند. پیشرفتی که باید در تمام شاخصهایش از جمله مشارکت سیاسی و حضور شهروندان در عرصههای سیاسی و اجتماعی به وقوع بپیوندد. ولایتی که فراگیرترین چتر عالم است و به واسطه اتصال به ذات توحید میتواند منشا وحدت باشد و تمام سلایق را حول خویش جمع نماید.
ولایت فقیه میتواند به الگویی جهانی برای مدیریت صالحان برای رشد و بلوغ ارزشهای بشری پیش از استقرار حکومت جهانی مصلح کل مبدل شود؛ البته در حالی که جهان تشنه الگویی برای برون رفت از از مشکلات اصلیاش است و ولایت فقیه میتواند مرهمی بر این درد باشد؛ عدهای شبیه به خرس خالهها، سعی بر آن دارند تا ولایت را در مرزهای کشور محصور نمایند. البته با وجود رهبری جامع نگر، این موضوع خیالی خام است. ولیکن نسخه مترقی ولایت فقیه به عنوان مهمترین دستاورد حوزه تمدنی اسلام در یک قرن گذشته، به جهان صادر خواهد گردید و مصداق عالم، مدیر، مدبر، عادل و مهربان آن به عنوان رهبری معنوی، التیام بخش قلوب تمام منتظران عدالت و حقیقت در عالم خواهد بود، و لو کره المشرکون.
4- متاسفانه در برخی از رسانهها، بسیاری از مطالب مربوط به دوران کارشناسی و ارشدم منتشر گردید. مطالبی که صرفا در پروفایل دانشجویی من وجود داشته و جز اسرار شخصی بوده و انتشار آن لااقل خلاف اخلاق است. از این رو لازم است در خصوص تغییر رشته در مقطع کارشناسی توضیح دهم. این تغییر رشته در سال 1383 (یکسال قبل از روی کارآمدن دولت دکتر احمدینژاد و د ر زمان اصلاحات) اتفاق افتاده است. و در آن موقع من حتی یک بار نیز دکتر احمدینژاد را از نزدیک ندیده بودم. این تغییر رشته صرفا به واسطه دارا بودن شرایط علمی و ممتاز بودن در گرایش بوده است.
5- انتشار نسبتهای واهی، کذب و خلاف واقع به عنوان رانت خواری برای من، و از سوی دیگر عدم وجود محدودیت برای ایشان در لجن پراکنی، نشان دهنده آن است که اینان نتوانستهاند هیچ مورد مشکوک و خلاف اقتصادی برای اینجانب خلق نمایند.
6- با ریشه یابی این مسایل در مییابیم که در سطح کلان، منشا ایراد این اتهامات، به دکتر احمدینژاد، تخطئه نمودن خدمات و اقدامات دولت نهم و دهم است که مزین به رای 25 میلیونی مردم و تنفیذ رهبری معظم است. تلاش و خدمت بیمنت و چشاندن طعم واقعی خدمت رسانی حکومت اسلامی به تودههای مردم، به ویژه محرومان، توسط دولت، سبب کوچک شدن سفره دستیازان به بیت المال گردیده و ایشان تمام تلاش خویش را مصروف ابتر نمودن دوران این خدمت نمودهاند. فلذا تخطئه عدالت محوری با استخدام عده هتاک و غوغازیست از این دست میباشد. در سطحی خردتر نیز، تمام فضاسازیهای رسانهای اخیر برای اینجانب، به واسطه اصرار بر دفاع از آرمان دولت مکتبی دکتر احمدینژاد است. و بیشک نیاز به توضیح نیست که مادامی که همچون امروز، وی بر مدار اسلام و ولایت باشد، تا بذل جان بر این عهد با وی ایستادهام.
7-پرداختن بیش از این به موضوعات واهی، آنهم در شرایطی که در طول یک هفته گذشته بعد از دیدار مقام معظم رهبری با دانشجویان و تاکید بر نخبه پروری سیاسی و اجتماعی و اشاره معظم له در این راه، به مشاوران جوان، بیشترین تلاش خویش را در مجموعه مشاوران جوان به این امر مصروف داشتهام؛ به معنای اتم فرصت سوزی خواهد بود. هر چند از هیچ تلاش مشروع و قانونی برای احقاق حقوق تضییع شده و اهانتهای ناصواب وارد شده به نهادهای علمی و فرآیند کلی ورود نیروهای مومن و انقلابی به بدنه علمی کشور؛ که در دولت دهم شتاب بیشتری گرفته است؛ فروگزاری نخواهم کرد؛ ولیکن به جریان همزه لمزه که سعی در تبدیل نعمت خدمت به نقمت هم کلام شدن با خودشان را دارند؛ عرض مینمایم: "ویل لکل همزه لمزه"
