این رو یک سال و چند ماه است که مدام اعداد و ارقام گفتاری و کرداری را در سپهر سیاسی خود جا به جا میکنند، اطلاعیهای را از داخل یک بیانیه درمیآورند و کلام سوختهای را در قالب مصاحبهای تازه منتشر میکنند، جوابیه صادر میکنند و همان حرفهای باطله را تکرار میکنند و میکوشند تا حاصل جمع و ضرب سیاستهایشان را تغییر دهند تا رویگردانی مردم برگردان شود اما هر بار حاصل همان میشود و حتی وخیم تر از قبل.
تجدید خاطرات منافقین در عملکرد مجمع روحانیون
بار نخست که مجمع روحانیون مبارز پس از انتخابات 88 دست به اقدام عملی زد تا شانس خود را درعرصه سیاست بیازماید، درخواست راهپیمایی این مجمع در روز چهارشنبه 27 خرداد 88 برای روز شنبه 30 خرداد یعنی روز پس از برگزاری نمازجمعه به امامت مقام معظم رهبری بود. این درحالی بود که خبرگزاریها از روز دوشنبه 25 خرداد اعلام کرده بودند که نمازجمعه این هفته به امامت مقام معظم رهبری برگزار خواهد شد. البته این مجمع در روز 23/3/88 بلافاصله با حمایت از ادعاهای موسوی اعلام موضع کرد و گفته بود: «مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت»!
مجمع روحانیون اما پس از برگزاری نمازجمعه 29 خرداد در لغو راهپیمایی 30 خرداد تعلل ورزید و این تأخیر و تعلل مشکوک تا زمانی ادامه داشت که دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود. بیانیه لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون که ساعتها معطل امضای موسوی خوئینیها دبیر مجمع ماند، تلاشی بود در راستای تغییر حاصل جمع و ضرب و تقسیم سیاستهای غیراصولی در افکار عمومی و مسئولان نظام. چنانکه سیاست لغو راهپیمایی جا به جایی همان اعداد و ارقامی بود که درخواست راهپیمایی را عنوان کرده بود و همان مشی و خطی بود که در حمایت از موسوی قصد استفاده ابزاری از احساسات مردم و نتیجه گیری به نفع یک جناح مشخص را داشت. اما این تلاشها بی فایده ماند و مردم به این اقدام مجمع روحانیون همان نگاهی را دارند که به اقدامات مسلحانه منافقین در سال 1360 دارند. این نگاه به قدری عمیق است که حتی خود مجمع روحانیون خواسته یا ناخواسته پس از حوادث 30 خرداد 88 و قتل مشکوک ندا آقا سلطان بیانیهای را صادر کرد که بیشتر شبیه بیانیه مجاهدین خلق بود. در بخشی از آن بیانیه که به همان سبک و سیاق گروهکهای ضدانقلاب نوشته شده بود، چنین گفته شد: « آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه، سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟»
نجات از سیاهی با سوء استفاده از احساسات مردم
دیگر بار که مجمع روحانیون مبارز سعی کرد با جا به جایی بینشها و منشهای سیاسی، تصویر فکری مردم از یک مجمع را رنگارنگ کند و خود را از سیاهی نجات دهد، در دهه اول محرم امسال بود. البته در این فاصله یعنی از خرداد 88 تا آذر 89 مجمع روحانیون تلاشهای فراوانی در این راستا داشت، اما مثال اخیر از بابت نزدیکی آن به زمان حال ذکر میشود. حرمت شکنی در روز عاشورای سال گذشته و ظلمی که به محرم و عاشورای سال 61 قمری شد را همه به یاد دارند. دقیقاً یک سال پس از این حادثه با فرا رسیدن ماه محرم مجمع روحانیون با وجود زمینه سازی سران آن در فتنه سال گذشته که منجر به حرمت شکنی بی سابقه روز عاشورا شد، بیانیهای در تکریم ماه محرم و حضرت امام حسین(ع) صادر کردند. در این بیانیه نیز قصد و هدفی دنبال نشد مگر برای سوء استفاده از احساسات مردم. چنانکه در بخشهایی از آن آمده بود: «با الهام از عاشورا باید ظلم وستم و استیلا طلبی و خود خواهی و مردم ستیزی در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. . . »، «هستند کسانی که به نام انقلاب و اسلام چهره نظام و حتی شخصیت والای امام را زشت جلوه میدهند. . . » ولی اینبار هم آنان با جا به جایی اعداد و ارقام سیاسی نتوانستند حاصل دلخواه خود را به دست آورند.
و اینک مجمع روحانیون با ورود به راهروهای تازه همان قصد بهره کشی سیاسی از سربازان خود را دنبال میکند و مرد خاکستری اصلاحات برای ادامه تحرکات این تشکل در قالبی جدید، برنامهای مدون را تنظیم و طراحی کرده است تا شاید اینبار بتواند حاصل تازهای را رقم زند. مرد خاکستری اصلاحات که محور اصلی تحرکات مجمع روحانیون مبارز است، پس از شدت گرفتن مخالفتهای مردمی با مواضع و عملکرد ضد انقلابی این تشکل، برنامهای را تدارک دیده که به موجب آن قرار است طی یک فرار به جلو در وهله اول این تشکل از تیررس رصدها و انتقادات دور شده و در وهله دوم یک تعداد تشکل واسطه ضمن بیان مطالب این تشکل در سیبل فعالیت قرار گیرند. بر این اساس طبق اخبار مرد خاکستری اصلاحات بر این باور است که برخی تشکلهای دانشجویی به دلیل جوانی، خامی و احساسی بودن میتوانند به سهولت مورد بهرهبرداری قرار گرفته بدون اینکه هزینهای متوجه این تشکل شده و آنان مورد فشار قرار گیرند. این تلاش در حالی دنبال میشود که مرد خاکستری اصلاحات پیش از این نیز بازی خود با برخی تشکلهای دانشجویی را در قالب تز هزینه کردن پیاده نظام دوم خرداد در حوادث 18 تیر 78، در کارنامه خود ثبت کرده است.
بهرهکشی سیاسی از برخی تشکلهای دانشجویی
